سفارش تبلیغ
صبا
بردبارى همچون قبیله است و نزدیکان که فراهم کند مردم را براى یارى انسان . [نهج البلاغه]

دعوا بر سر ترک شیرازی

ارسال‌کننده : شمیم یاس در : 87/10/4 5:9 صبح

بسم رب المهدی

 

سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان عزیز تر از جانمان .

 

خواستم یه غزل از خودم بنویسم ، ولی این قانعم نکرد . گفتم یه حکایت بنویسم به همراه شعر خودم در مورد آن حکایت.

 

 می گویند که دعوایی بین حافظ و صائب تبریزی و شهریار و یه دوست گمنام بر سر * ترک شیرازی * بوده  و بدین قرار است :

 

به قول حضرت حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 

و صائب در جواب چنین میگوید:

هر آنکس چیز میبخشد، ز جان خویش میبخشد
نه چون حافظ که میبخشد، سمرقند و بخارا را

 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

و شهریار در جواب میگوید:
هر آنکس چیز میبخشد بسان مرد میبخشد
نه چون صائب که میبخشد سر و دست و تن و پا را
 
سر و دست و تن و پا را به خاک گور میبخشد
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
 
و دوستی گوید:
هر آنکس چیز میبخشد ز زعم خویش میبخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
 
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را...
__________________
 
 
و اما بنده نیز خواستم یک طرف این دعوا باشم ، حالا یا برنده می شویم یا نه ..... با این شعر:
 
 
همه یک چیز بخشیدند بر آن مه روی زیبا را
یکی جسم و یکی روح یکی پوچ و دگر شهر بخارا را
 
تمام بخشش اینها ، شود فانی به دنیاشان
نباشد کار دلبر را ، که خواهد دین و عقبی را
 
ولی در مسلک ما معنی بخشش چنین نیست
که هر چه از زبان آید ، ببخشیم آن اعزا را
 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
جهان بخشم به خالش تا نمایم او جهان آرا
 
 
تقدیم به همه دوستان عزیز 
 
   



کلمات کلیدی : سرود دل